العلامة المجلسي
627
حياة القلوب ( فارسي )
عقب أو داخل شدند . چون آخر أصحاب موسى عليه السّلام از دريا بيرون رفتند ، أول أصحاب فرعون داخل دريا شدند ، چون همهء أصحاب فرعون در دريا جمع شدند حق تعالى باد را امر كرد كه دريا را برهم زد وكوههاى آب به يكدفعه بر ايشان فروريخت . پس فرعون در آن وقت گفت : ايمان آوردم كه خدائى نيست بجز خدائى كه ايمان آوردهاند به أو بني إسرائيل ومن از مسلمانانم . پس جبرئيل كفى از لجن گرفت ودر دهان أو زد وگفت : آيا الحال كه عذاب خدا بر تو نازل شد ايمان آوردى وپيشتر از افساد كنندگان در زمين بودى « 1 » ؟ ! مؤلف گويد : در سبب ترسيدن موسى عليه السّلام از جادوى ساحران خلاف است : بعضي گفتهاند كه آن حضرت از آن ترسيد كه مبادا امر معجزه وجادو بر جاهلان مشتبه شود وگمان كنند كه آنچه موسى مىكند نيز مثل كردهء آنها است ، وبر اين مضمون روايتي از حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه منقول است « 2 » ؛ وبعضي گفتهاند كه خوف آن حضرت به مقتضاى بشريت بود وآن منافاة با يقين وبا مرتبهء پيغمبرى ندارد ؛ وبعضي گفتهاند كه چون دير مأمور شد به انداختن عصا ترسيد كه پيش از انداختن مردم متفرق شوند وگمان كنند كه آنها محق بودهاند « 3 » . ووجه أول ظاهرتر است . بدان كه خلاف است كه آيا فرعون ساحران را كه ايمان آورده بودند كشت يا نه ؟ مشهور آن است كه ايشان را بردار كشيد ، دستها وپاهاى ايشان را بريد ، ايشان در أول روز ساحر وكافر بودند ودر آخر روز از بزرگان شهيدان گرديدند « 4 » . وبعضي گفتهاند كه ايشان را حبس كرد ، در آخر كه عذابها بر أو نازل شد با ساير بني إسرائيل ايشان را رها كردند « 5 » .
--> ( 1 ) . تفسير قمى 2 / 118 . ( 2 ) . نهج البلاغة 51 ، خطبه 4 . ( 3 ) . مجمع البيان 4 / 20 . ( 4 ) . عرائس المجالس 187 ؛ تاريخ طبري 1 / 245 . ( 5 ) . تفسير قمى 1 / 237 .